یادداشت دکتر عضدزاده

متولدان دهه شصت، میانسالگان امروز، سالخوردگان فردا

متولدان دهه شصت، میانسالگان امروز، سالخوردگان فردا
جهان در آستانه 8میلیارد نفری شدن است و به زودی زایش 8میلیاردیومین ساکن زمین به ثبت خواهد رسید، اکنون بالغ بر 8.5درصد از این جمعیت بالای 65سال سن دارند و به زودی این رقم به بالای 17درصد خواهد رسید.


بر اساس آمارهای سازمان بهداشت جهانی تا سال ۲۰۲۵ جمعیت افراد بالای ۶۰ سال در جهان به حدود ۲ میلیارد نفر خواهد رسید. 

بنا بر تعریف سازمان جهانی بهداشت عبور از مرز شصت سالگی را شروع دوران سالمندی می نامند، سالمندی یکی از مراحل عمر و روند طبیعی زندگی است که به طور طبیعی همه افراد بشر به شرط جان به در بردن از حوادث و اتفاقات طبیعی و غیر طبیعی به آن ورود می نمایند.

سالخوردگی جمعیت پدیده و چالشی جدید  است که از  سده بیستم شروع شده است و در سده حاضر به گونه روزافزونی با افزایش جمعیت سالمندان مواجه خواهیم بود، به گونه ای که نه فقط شاهد افزایش تعداد مطلق سالمندان در تمامی جوامع خواهیم بود بلکه سهم و نسبت آنها نیز به گونه قابل ملاحظه‌ای افزایش خواهد یافت.

نکته مهم و جامعه شناختانه این است که سالمندی موضوعی فردی است ولی سالخوردگی جمعیت مفهومی کاملا آماری و جمعیت شناختی است که تغییرات این دو واژه در جوامع الزاما هماهنگ و همسو نخواهد بود بدین معنی که افزایش شمار سالمندان در یک جامعه الزاما به معنای افزایش درصد سالخوردگی جمعیت آن جامعه نیست که این مهم با مولفه هایی از قبیل نرخ رشد جمعیت و زاد و ولد مرتبط است.

سالخوردگی جمعیت مرهون کاهش نرخ زاد و ولد و پیامدهای آن و افزایش امید زندگی و در نتیجه کاهش مرگ و میر است و در کنار این دو عامل اصلی مهاجرت گسترده اعضای یک جامعه نیز پیامدهای قابل ملاحظه‌ای بر ساخت سنی جمعیت مبدا و مقصد بر جای می گذارد و تفاوت سالخوردگی جمعیت در مناطق مختلف یک کشور و یا جوامع را تشدید می نماید.

کشورعزیزمان ایران نیز چون دیگر کشورها و یا شاید بیشتر از سایر کشورها به سوی سالخوردگی جمعیت پیش می رود و اگرچه هم اینک با ۶درصد جمعیت بالای ۶۵ سال در رده‌ی ۱۰۲ کشورهای سالخورده جهان قرار دارد ولی پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد که ایران در سال ۲۰۵۰ با ۳۰درصد جمعیت سالمند در زمره پیرترین کشورهای جهان قرار خواهد گرفت.

تبعات حاصل از سالخورده شدن جمعیت ایران در سال های پیش رو موجب نگرانی مسئولان و مراکز علمی و دانشگاهی شده تا جایی که برخی از آن به عنوان بحران و یا سونامی پیر شدن جمعیت جامعه ایرانی یاد می کنند.

آیا به راستی سالخوردگی جمعیت یک سونامی است؟

درست است که افزایش شمار سالمندان به دلیل ساختار فیزیکی ویژه این دوران و نیز شیوع و بروز بالاتر بیماری ها در سنین بالاتر و همچنین افزایش نیازهای توانپزشکی و کمک توانبخشی ویژه سالمندان مشکلات قابل توجهی را به ویژه در حوزه های درمان، نگهداری، بیمه های پایه و مکمل و نیز پرداخت مستمری بازنشستگی در پی خواهد داشت ولی نباید از نظر دور داشت که این مشکلات تنها در سایه بی توجهی و بی تدبیری امروز ما بروز و ظهور پیدا خواهد کرد و اگر در پیش از این دوران با برنامه ریزی درست و هدفمند به استقبال آن برویم نه تنها با بحران روبرو نخواهیم شد بلکه به خوبی می توان از تجربه، دانش، تخصص و مهارت های سالمندان در راستای توسعه همه جانبه فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی بهره برد.

باید بپذیریم و باورمند شویم که این ادعا نه تنها یک شعار نیست بلکه نسخه شفابخش توسعه پایدار کشور در سالیان پیش رو است چنانکه امروزه ژاپن با بیشترین درصد سالخوردگی جهان ( ۲۷درصد جمعیت) و پس از آن کشورهای ایتالیا، آلمان و سایر کشورهای اروپایی با نرخ ۲۳تا ۱۹درصدی جمعیت بالاتر از ۶۵سال در صدر جوامع سالخورده جهان بوده و نه تنها با این پدیده دچار چالش نشده اند بلکه از ظرفیت و پتانسیل این نسل به بهترین نحو ممکن استفاده کرده و می کنند.

صحت این ادعا را می توان با مروری بر نمونه های موفق و در دسترس کشورمان به خوبی اثبات نمود، نمونه هایی چون به کارگیری مدیران بازنشسته ادارات و بانک ها، اساتید بازنشسته دانشگاه ها و… در بخش های خصوصی و بهره مندی از تجربه، دانش و تخصص آنان در گستره ای نوین.

و اما از یاد نبریم که ما در ۲۰ سال آینده با انبوه متولدان دهه شصت پا به سن گذاشته و سالمندی روبرو خواهیم بود که در همه این سال ها از سال های تحصیل در مدارس چند شیفته گرفته تا انتظار چند ساله برای ورود به دانشگاه و نیز پرسه زدن های بی حاصل در صفحات نیازمندی های روزنامه ها برای یافتن شغل مناسب و نیز سرگشتگی همراه با اضطرابی بی پایان برای یافتن سرپناهی در خور برای تشکیل یک زندگی آرام در کنار همسری مهربان هفت خوان هایی را رد کرده اند که اگر به مدد نیروی جوانی نبود هرگز گذر از این همه موانع ممکن نمی بود، متولدان دهه شصت ای که امروز به میان سالگی پا گذارده و در دو دهه آینده در شمار سالمندان این مرز و بوم خواهند بود و دیگر نه از نیروی شگرف جوانی خبری هست و نه دیگر تاب و توانی برای شان مانده که در پیرانه سری با اژدهای هفت سر بیماری، تورم، بیکاری و عائله مندی بستیزند، این نسل از این پس محتاج نگاه مهربانانه تری اند، این نسل را از این پس حمایت باید نمود وگرنه تاوان سختی خواهد داشت، نسلی که بدون برنامه آمده اند، بدون برنامه رشد یافته و بدون برنامه پای در میان سالگی گذاشته اند نباید که بی برنامه موی سپید کنند و عمر بخراشند.

از همین امروز باید برای این نسل برنامه ریزی نمود و برای تک تک ثانیه ها و روزهای شان برنامه داشت، شیوه زندگی سالم را باید به آنها آموخت تا سالمندی سالم ای را تجربه کنند، نسلی که با وجود همه مرارت ها امید به زندگی شان افزایش یافته باید که امید به زنگی سالم را برای شان رشد داد و سالیانی هرچند بیشتر را در پس ورود به جرگه سالمندان بی هیچ درد و رنج بیماری ارزانی شان داشت، دهه شصت ای هماره نگران از همه چیز دیگر نباید نگران دوران بازنشستگی و کهن سالی باشد، حقوق بازنشستگی مکفی، برخورداری از بیمه درمان پایه و مکمل قوی، بهداشت و درمان مناسب و برخورداری از سلامت جسم و روان، امکان بهره مندی یکسان با دیگر آحاد شهروندان از امکانات و خدمات، رفت و آمد آسان و بی خطر، برخورداری از پارک ها و بوستان ها و مجموعه های ورزشی با امکانات ویژه و از همه مهم تر تاثیرگذاری اجتماعی و دخیل بودن در تصمیم سازی ها و سیاست گزاری های مرتبط با این قشر از جمله حقوقی است که این نسل از متولیان امور طلب و انتظار دارند.

بیایید باور کنیم که در دهه های پیش رو برف پیری نشسته بر سر و روی ایرانیان بیش از گذشته خود را نشان خواهد داد و جامعه ایرانی در سالیان آتی خاکستری و سیم گون خواهد شد و بیایید باور کنیم که این سیم گونی جمعیت را می توان زرین کرد اگر امروز بخواهیم. 

 

دکتر امیرولی عضدزاده                                                                                                          

کارشناس امور سالمندان
۱ تیر ۱۳۹۹ ۰۹:۲۵
دبیر خانه ملی شورای سالمندان |
تعداد بازدید : ۱,۱۸۵

نظرات بینندگان

نام را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید